العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
691
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
رفتن زمين و واژگون شدن اتومبيل و طياره و گرفتن برق مصنوع يا طبيعى و قتل عام در جنگها و غير آن و بخار ذغال و گازهاى سمى هلاك شدگان كه تاريخ مرگ آنها را ندانيم از يكديگر ارث مىبرند هر چند مىدانيم محال است كسى پس از مرگ ديگرى زنده باشد و هم ديگرى پس از مرگ اولى . و بعض علما گويند حكم توارث خاص به غرق شدگان و زير آوار رفتگان است و ديگر مرگها اين حكم ندارد و هيچ يك از ديگرى ارث نمىبرند چون در روايات همان دو وارد شده است و ما چنان مىدانيم كه ذكر اين دو مورد مثال است و مقصود تنبيه بر امثال آن و اين گونه استنباط را قياس نبايد گفت بلكه از لفظ خاص معنى عام مىتوان فهميد و نظير بسيار دارد . اگر پدر و پسرى در كشتى غرق شوند و پدر پسرانى دارد غير آن كه با او غرق شده است و پسر نيز اولادى دارد بايد فرض كنيم پدر پيش از پسر درگذشت و مال او را ميان فرزندان تقسيم كنيم و نصيبى براى پسر غرق شده گذاريم كه از او به اولادش منتقل شود يعنى نوادگان پدر غرق شده . آنگاه فرض كنيم پسر پيش از پدر درگذشت شش يك اموال اصلى او را براى پدرش جدا كنيم تا از پدر به پسران ديگر منتقل شود و پنج ششم را ميان فرزندان پسر غرق شده قسمت مىكنيم و هيچ كدام از مالى كه از ديگرى ارث برده است به او ارث نمىدهد بلكه هر كدام فقط از اموال اصلى ديگرى ارث مىبرند و از شيخ مفيد و سلار نقل است . آن كه زودتر فرض مردنش را كرده باشيم فقط از اموال اصليش به ديگرى